روانشناسیروانشناسی کودکسلامت روانسلامت کودکاننیازهای زندگی

خانواده ناکارآمد چگونه خانواده ای می باشد؟

این مطلب چقدر براتون مفید بود؟
بی توجهی، سوءاستفاده، پنهان کاری، اعتیاد و انکار از خصوصیات خانواده های ناکارآمد می باشد. در این خانواده احساسات کودکان مورد توجه قرار نمی گیرد. چون والدین نیازهای خودشان را در اولویت قرار می دهند. در خانواده ناکارآمد ممکن است هر دو والدین یا یکی از آن ها اعتیاد داشته یا دچار اختلالات خلقی یا شخصیت باشند. این خانواده از سبک های فرزندپروری مستبدانه “راه من یا بزرگراه” پیروی می کنند و بین افراد بزرگسال بی احترامی و توهین برقرار است. در این مقاله به روابط خانواده ناکارآمد خواهیم پرداخت. با چگونه همراه باشید.

خانواده ناکارآمد

خانواده ناکارآمد یعنی چه؟

در این خانواده والدین به بلوغ عاطفی نرسیده و در دسترس نیستند. برای مثال گرفتار اعتیاد به کار، خرید، قمار، پرخوری، امور غیر اخلاقی و … هستند. هیچ پدر و مادری کامل نیست. اما در این خانواده ها مشکلات موجود انکار می شود. کودکان با بیان کاستی ها، سرزنش و تنبیه می شوند که باعث عزت نفس پایین در آن ها می گردد. خانواده ها اجازه صحبت به کودکان در مورد این مشکلات به دوستان، معلمان و مشاوران را نمی دهند و حتی حاضر به قربانی شدن فرزندان خود هستند.

اختلال عملکرد در هر کدام از خانواده‌های درگیر ممکن است فرق داشته باشد. ولی نقطه اشتراک آن ها رنجی است که کودکان متحمل می شوند. آن ها از نعمت والدینی که به عواطف آن ها توجه کنند، امنیت فراهم کنند و مشکلات را تایید کرده و رفع کنند محروم هستند و نمی توانند با عزت نفس و کسب مهارت ها بزرگ شوند.

آن ها نمی دانند چگونه به خودباوری برسند یا با دیگران رابطه مناسبی برقرار کنند، یا ممکن است موقعی که خود پدر یا مادر شوند خانواده ای ناکارآمد ایجاد کنند.

با این وجود می توان این چرخه را متوقف کرد و کارآمدی ایجاد نمود. با بررسی انواع این خانواده ها می توان از علائم و اقدامات فهرستی تهیه کرد تا به درک بهتری از آن ها رسید.

خانواده ناکارآمد

نمونه ای از دلایل ایجاد خانواده‌های ناکارآمد

ناکارآمدی یک خانواده به خاطر دلایل زیادی ممکن است به وجود آید که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم.

از نظر احساسی در دسترس نیستند.

والدین در این خانواده ها ممکن است برخوردهای سرد و بی روح داشته‌ باشند و از محبت های فیزیکی و کلامی دریغ کنند‌، چون به این صورت بزرگ شده اند. آن ها ممکن است از روش های سختگیرانه تربیت فرزند استفاده کنند و معتقد باشند که “کودکان را باید دید نه شنید.”

آن ها گاهی از لحاظ عاطفی پاسخگوی نیازهای فرزندان نیستند. چون از لحاظ روحی وضعیت خوبی ندارند. بعضی از آن ها ممکن است برای هزینه های خوراک و مسکن ساعات طولانی کار کنند. بعضی دنبال عیاشی و یا برخی مراقبت از چندین کودک را بر عهده داشته باشند که وجود چنین شرایطی موجب عدم تامین نیازهای عاطفی فرزندان می شود.

والدین معتاد هم از لحاظ عاطفی در دسترس نیستند. حضور آن ها شاید فیزیکی باشد ولی از لحاظ احساسی غایب هستند. چون آن ها مدام در پی دست یابی مشغولیت خود هستند.

خانواده های متعارض و بد رفتار

در خانواده های پرتنش: خشونت، مشاجره، انتقاد و بد رفتاری هر روز اتفاق می افتد. به بیان ساده تر والدین در این خانواده ها بر روی خود کنترلی ندارند. آن ها عصبی بوده و مشکلات شخصی خود را بر سر همدیگر و فرزندان فریاد می زنند. آن ها به حقوق انسانی اعضای خانواده خود توجه نمی کنند و فقط نسبت به آن ها نگاه مالکیتی دارند. این نگاه که فرزندان دارایی شان هستند موجب می‌شود سو استفاده های: ذهنی، کلامی، عاطفی، فیزیکی یا جنسی را توجیه کنند.

کودکان در این خانواده‌ها مورد ظلم واقع می شوند. آن ها نمی توانند امنیت داشته باشند و حس دوست داشته شدن و احترام را تجربه کنند. کودکان با: ترس، شرم، احساس عدم کفایت و تنهایی بزرگ می شوند. در  نتیجه در سنین بزرگسالی به: اضطراب، افسردگی، اعتیاد و اختلال شخصیت دچار می شوند.

معتاد

معتادان و توانمندسازی

در بسیاری از خانواده های معتاد، افرادی هستند که برای مدیریت آن تلاش کرده یا پنهان کاری می کنند. اعتیاد یک‌ راز آشکار است. زیرا در انجام کار، حضور موثر و انجام وظایف پدر یا مادری اختلال ایجاد می کند.

والد دیگر هم معتاد را پوشش داده یا دائم از او می خواهد که ترک کند. به عبارتی انرژی و زمان والد دیگر هم صرف فرد معتاد می گردد نه فرزند.

در این حالت هر دو والدین مشغولیت هایی دارند که موجب غفلت از کودکان می شود. آن ها بعضاً یاد می گیرند که اعتیاد پدر یا مادر از خواسته های آن ها مهم تر است که این امر کم کم آن ها را در بزرگسالی به اعتیاد و دوستان معتاد متمایل می کند.

چگونگی تشخیص خانواده ناکارآمد

اکثر افراد می توانند متوجه مشکلات واضح خانوادگی خود شده و تشخیص دهند که خانواده ناکارآمدی دارند. مخصوصاً اگر با خانواده های موفق در اطراف خود تعامل داشته باشند. اما بعضی افراد ممکن است سطح اختلالاتی که در زمان کودکی داشته اند به عنوان مقیاس قرار دارند. هر خانواده ای سطحی از مشکلات را دارند.

خانواده ناکارآمد

چگونه فرد تشخیص دهد که خانواده مشکل دار و سمی دارد؟

تشخیص این نکته سخت تر است چون خانواده هایی که مشکلات شدیدی دارند نه تنها آن ها را انکار می کنند بلکه اجازه صحبت به اعضای دیگر را نیز نمی دهند. آن ها با انکار حقیقت اعضای دیگر را بیش از حد حساس معرفی می کنند که مسائل را بی جهت بزرگ می کنند.

کودکان نمی توانند تشخیص دهند که چه رفتاری برای والدین طبیعی یا غیر طبیعی است مگر اینکه با خانواده‌های دیگری تعامل پیدا کنند. کودکانی که در این شرایط بزرگ شدند در صورت دانستن ناکارآمدی به این نتیجه می رسند که رفتار خود با کودکانشان متفاوت و درست باشد.

سوالات مهم برای تشخیص خانواده ناکارآمد

برای تشخیص ناکارآمدی خانواده خود به سوالات زیر پاسخ دهید. جواب «بله» حتی به یک سوال ممکن است نشان دهنده نا کارآمدی خانواده شما باشد.

  • در خانواده شما خواهر و برادر ها در مقابل هم قرار می گرفتند؟
  • آیا والدین شما علاقه خارج از چارچوب داشتند؟
  • آیا وابستگی شدید به یکی از والدین و دوری از دیگری داشتید؟
  • والدین به یک فرزند نزدیک تر بودند تا به همدیگر؟
  • در یک خانواده تک والدی، والد شما به شما وابسته بود به طوری که بخاطر توجه شما به دیگری رنجیده شود؟
  • آیا والدین شما به حریم خصوصی شما احترام می گذاشتند؟
  • آیا در صورت این که والدین شما قادر به تأمین نیازهای اولیه شما بودند باز شما از تامین این نیازها محروم بودید؟
  • از شما سوءاستفاده های: کلامی، عاطفی، فیزیکی یا جنسی در خانواده شده است؟ یا خانواده از شما محافظت کافی در این موارد نداشته است؟
  • آیا از شما خواسته شده درباره درگیری‌های داخلی خانواده با کسی صحبت نکنید؟
  • آیا والدین شما درگیر وابستگی به: غذا، مواد مخدر، الکل، قمار، روابط نامشروع، احتکار، خرید و … بودند؟
  • والدین شما درگیر بیماری روانی درمان نشده هستند؟
  • آیا در خانواده شما خشونت خانگی وجود داشته است؟
  • آیا در خانواده شما پنهان کاری های مهمی از شما صورت گرفته است؟ برای مثال در زمینه مالی، روابط نامشروع و فرزندان احتمالی و … .
  • یکی از والدین، شما یا همسر خود را تهدید به ترک کردن نموده یا شما را رها کرده است؟
  • آیا به خاطر اظهار نظر یا پیگیری علایق تنبیه شده اید؟
  • آیا در کودکی از شما توقعات خارج از توانایی مانند یک بزرگسال داشتند؟
  • خانواده با شما رفتاری مناسب سن خیلی پایین تر از سن شما داشتند؟
  • آیا شخصیت والدین شما در اجتماع و داخل خانواده خیلی متفاوت بود؟

اگر خانواده ای ناکارآمد داشته اید، شاید احساس تنهایی می کنید یا به دنبال راهکار های روابط درست با دیگران هستید. یا انتقاد های شدید در کودکی باعث بی اعتمادی نسبت به خودشده که نتوانید تصمیم بگیرید.

بخاطر این احساسات منفی امکان دارد از روش های غیر صحیح والدین خود استفاده کرده و به: سرزنش، مواد مخدر یا الکل ، ریخت و پاش یا پرخوری رو کنید. اما می توان این چرخه معیوب را شکست و اقدامات مناسب انجام داد.

شکستن چرخه

تشخیص ناکارآمدی خانواده قدم اول می باشد. اما برای توقف کافی نیست. مراجعه به یک مشاور به شما کمک می کند تا کاستی های تربیتی شما حل شود و بتوانید با احساسات منفی به طور صحیح مقابله کنیدیا تماس با بستگان ناکارآمد خود را محدود کنید.

در صورتی‌ که تصمیم به فرزندآوری دارید. در زمینه نیازهای کودکان مطالعه داشته باشید یا در دوره های آموزشی شرکت کرده یا از مشاور کمک بگیرید.

اینکه فقط برعکس رفتار والدین خود انجام دهید برای شما مشکلات جدیدی ایجاد می کند پس سعی کنید اطلاعات درستی کسب کنید.

برنامه ریزی، حل مشکلات روحی خود و یادگیری مهارت های لازم برای شما راه گشا خواهد بود تا فرزندانی سالم و شاداب تربیت کنید.

میرزا بنویس اعظم

اینکه بدونی چی میخوای با اینکه بدونی چطور باید بهش برسی فرق می کنه. جفتشم باید بدونی... پس اگه فهمیدی چی می خوای، اما چگونه انجام دادنشو بلد نبودی اصلا نترس... اینجا جاییه که میتونی یاد بگیری... دلم میخواد تا جایی که میتونم برای همه مفید باشم. چه شما چه نسل بعد شما... همیشه یاد گرفتم و از یادگیری خسته نشدم. دانش آموخته از اینترنت... بزرگترین دانشگاه جهان...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا